<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1387 جلد10 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>نقش وابستگی به مرفین بر سطح اضطراب در موش صحرائی آزمایشگاهی</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : تجویز داروهای مخدر به صورت حاد و مزمن روی فرآیند اضطراب اثرات متناقضی برجای می گذارد. این مطالعه به منظور بررسی نقش وابستگی به مرفین بر سطح اضطراب در موش صحرائی صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه  تجربی از 20 سر موش صحرائی نر نژاد ویستار با وزن  300-250 گرم  استفاده  شد که  با تجویز مزمن مرفین در آب آشامیدنی به مدت 21 روز وابسته شدند. موش های صحرائی گروه کنترل فقط سوکروز در آب آشامیدنی دریافت  کردند. از مدل ماز به علاوه ای شکل مرتفع (EPM) برای ارزیابی رفتار شبه اضطرابی در موش های صحرائی استفاده شد و به مدت 5 دقیقه متغیرهای تعداد ورود به بازوهای باز، مدت زمان ماندن در بازوهای باز ،Stretched-attend posture (SAP) و تعداد دفع مدفوع ارزیابی و ثبت گردید. بعد از آزمون اضطراب فعالیت حرکتی حیوان با استفاده از یک سیستم مونیتورینگ مورد بررسی قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس دو طرفه (ANOVA) استفاده شد. یافته ها : مدت زمان ماندن در بازوی باز و تعداد ورود به بازوی باز در گروه وابسته به مرفین به طور معنی داری کوتاه تر از گروه کنترل بود (05/0P&lt;). همچنین تعداد Stretched attend posture (SAP) و تعداد دفع مدفوع در گروه مرفینی به صورت معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (05/0P&lt;)، در حالی که فعالیت حرکتی کل ثبت شده در بین دو گروه اختلاف معنی داری نداشت. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که استعداد بروز اثرات شبه اضطرابی در شرایط پراسترس در موش های صحرائی وابسته به مرفین ممکن است سریع تر رخ دهد، بدون این که بر فعالیت حرکتی آنها تاثیری داشته باشد.</description>
						<author>حسین میلادی گرجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کاربامازپین بر القاء ناهنجاری‌های چشمی جنین‌های موش نژاد Balb/c</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=352&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : نقایص لوله عصبی و هایپوپلازی ناخن ها از ناهنجاری های شناخته شده کاربامازپین می باشد. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر داروی کاربامازپین بر القاء ناهنجاری های چشمی موش انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 40 سر موش باردار از نژاد Balb/c به دو گروه تجربی و دو گروه کنترل تقسیم شدند و به ترتیب دوزهای 15 و 30 میلی گرم بر کیلوگرم روزانه از داروی کاربامازپین (در گروه تجربی Iو(II و نرمال سالین و تویین20 در نرمال سالین (در گروه های کنترل) از روز ششم دوره  بارداری لغایت روز پانزدهم و به صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. در روز هجدهم بارداری جنین ها از رحم خارج شدند و پس از توزین و اندازه گیری طول بدن، جنین های دارای ناهنجاری مورد رنگ آمیزی اسکلتی و بافتی قرارگرفتند. یافته ها : میانگین وزن بدن و طول سری دمی در گروه های تجربی به صورت معنی داری در مقایسه با کنترل کاهش یافته بود (05/0P&lt;). در گروه آزمایشی با دوز 15 و 30 میلی گرم بر کیلوگرم به ترتیب بدشکلی جمجمه در 7 و 8/10 درصد، کوتاهی انگشتان در 3/13 و 6/16 درصد، کوچکی ماندیبول در 8/7 و 7/11 درصد و کوتاهی دم در 2/10 و 2/9 درصد از جنین ها مشاهد شد. نقایص چشمی به ترتیب در 6/8 درصد و 5/7 درصد از جنین های گروه آزمایشی یک و دو مشاهده شد. نقایص چشمی به صورت باز بودن یک یا دو چشم، اگزوفتالمی، تغییراتی در شکل اپی تلیوم عدسی، چین خوردگی شبکیه و قرنیه مشاهده گردید. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف داروی کاربامازپین در طی مراحل اروگانوژنز موش می تواند، ناهنجاری چشمی را در جنین القاء نماید.</description>
						<author>سیدعادل معلم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اپی‌نفرین بر ریزش مو در موش صحرایی نر بالغ</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : علاوه بر عوامل هورمونی و ژنتیکی، عامل استرس می تواند بر ریزش مو مؤثر باشد. استرس موجب آزاد شدن مقدار زیادی اپی نفرین در خون می شود و این امر اثرات زیادی بر بافت های مختلف بدن از جمله پوست و مو دارد. از آنجا که اغلب داروهای مؤثر بر ریزش مو از طریق تاثیر بر عروق خونی، اثر درمانی خود را اعمال می کنند، لذا این مطالعه به منظور بررسی تأثیر اپی نفرین به عنوان یک داروی تنگ کننده عروق بر ریزش مو صورت گرفت. روش بررسی: این مطالعه تجربی روی 45 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد Wistar در دانشکده پزشکی شیراز انجام شد. موش ها به 3گروه مساوی گروه تیمار با دوز ml/kg 5/1 اپی نفرین، گروه تیمار با دوز mg/kg1 اپی نفرین و گروه کنترل تقسیم شدند. موش ها به مدت 2ماه در معرض آزمایش قرار گرفتند و اپی نفرین روزانه 2بار به صورت زیرجلدی در ناحیه پشتی تزریق  شد. در پایان پس از مشاهده نتایج ماکروسکوپی و جداسازی پوست، عملیات مربوط به تهیه اسلاید و مطالعه تعداد فولیکول های مو در هر یک از گروه ها انجام پذیرفت. یافته ها : در این مطالعه تزریق اپی نفرین سبب دژنره شدن فولیکول مو ، کاهش در تعداد فولیکول های مو و دژنره شدن ساختمان های وابسته به فولیکول مو مانند غدد سبابه در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که تزریق زیرجلدی اپی نفرین سبب کاهش چشمگیر فولیکول های مو می شود و تعداد فولیکول های مو با افزایش میزان اپی نفرین دچار کاهش بیشتر می گردد.</description>
						<author>جعفر آی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر عصاره هیدروالکلی گیاه بابونه (Matricaria chamomilla L) بر ترمیم زخم سوختگی در موش صحرایی</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : عصاره بابونه خصوصیات ضدالتهابی، ضدمیکروبی و آنتی اکسیدانی دارد. این مطالعه به منظور بررسی اثر موضعی عصاره هیدروالکلی گیاه بابونه بر ترمیم زخم حاصل از سوختگی در موش صحرائی آزمایشگاهی انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرائی نر بالغ از نژاد آلبینو به صورت تصادفی به 3 گروه مساوی کنترل کاذب، کنترل (روغن زیتون- حلال دارو) و درمان (عصاره هیدرو الکلی بابونه) تقسیم شدند. یک سوختگی درجه 2 عمقی در 20درصد سطح بدن حیوانات همه گروه ها از طریق فروبردن پشت حیوان در آب جوش 100 درجه سانتی گراد به مدت 8 ثانیه ایجاد شد. حیوانات گروه کنترل کاذب هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. در حالی که از روز اول بعد از سوختگی در گروه های کنترل و درمان به صورت موضعی به میزان دو بار در روز به ترتیب روغن زیتون و عصاره هیدرو الکلی بابونه محلول در روغن زیتون در محل سوختگی مالیده شد. از روز سوم پس از ایجاد سوختگی درصد بهبودی زخم از طریق محاسبه سطح زخم در گروه های مختلف اندازه گیری شد و این عمل تا بهبودی کامل زخم ادامه داشت. یافته ها : نتایج نشان داد که بین میانگین درصد بهبود زخم گروه کنترل کاذب و گروه کنترل (روغن زیتون) از روز سوم تا بهبودی کامل طی 67 روز اختلاف معنی داری وجود ندارد و از روز بیستم به بعد تفاوت معنی داری بین میانگین های درصد بهبودی زخم در گروه درمان با گروه کنترل (2/5&amp;plusmn;77/74 در مقابل 70/2&amp;plusmn;96/62) وجود دارد (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مصرف موضعی عصاره هیدروالکلی گیاه بابونه، سبب تسریع بهبودی زخم سوختگی در موش صحرائی آزمایشگاهی می شود.</description>
						<author>مرتضی جراحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>‌وضعیت بیان پروتوانکوژن MDM2 در سرطان اولیه پستان و رابطه آن با برخی عوامل مؤثر در پیش‌آگهی</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=355&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان می باشد. اخیراً عوامل شناخته شده  در  پیش آگهی سرطان پستان افزایش یافته است که یکی از این عوامل حضور ژن MDM2 در بعضی کارسینوم ها، سارکوم ها و لوکمی ها می باشد. هدف از این مطالعه تعیین حضور ژنMDM2 در بیماران  با سرطان   اولیه پستان  و ارتباط  آن با درجه بدخیمی، مرحله پیشرفت و درگیری گره لنفاوی زیربغل بود. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی روی 75 نمونه از بیماران با سرطان پستان اولیه در طی سال های 1379 تا 1384 مراجعه کننده به بیمارستان مصطفی خمینی تهران صورت گرفت. در این مطالعه از بلوک های پارافینی بایگانی شده دو برش بافتی از هر نمونه تهیه گردید که لام اول با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شد و در لام دوم MDM2 با روش آنتی بادی پلی کلونال با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با کمک آزمون کای دو، من ویتنی و به وسیله نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها :میانگین و انحراف معیار سنی بیماران 5/1254 تعیین شد. 7/58 درصد از تومور بیماران از نظر پیشرفت تومور در مرحله II و 7/42 درصد تومور بیماران از نظر درجه بدخیمی در مرحله III قرار داشت. بین درجه بدخیمی تومور بیماران و ژن MDM2 ارتباطی وجود نداشت، ولی از طرف دیگر 3/69درصد بیماران دارای درگیری گره لنفاوی و 32درصد آنها MDM2 مثبت بودند. بین ظهور ژن MDM2 با مرحله تومور و درگیری گره لنفاوی ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ژن MDM2 می تواند به عنوان عامل مؤثری در پیش آگهی سرطان پستان در نظر گرفته شود.</description>
						<author>محمدرضا جلالی ندوشن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین همبستگی هایپرتروفی بطن چپ در اکوکاردیوگرافی با یافته‌های کلیوی</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=356&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : هایپرتروفی بطن چپ (LVH) عامل خطر مستقل برای مرگ و حوادث قلبی و عروقی می باشد. LVH و اختلال عملکرد کلیوی هر دو علایم آسیب به اندام های انتهایی می باشند. این مطالعه به منظور تعیین همبستگی هایپرتروفی بطن چپ در اکوکاردیوگرافی با یافته های کلیوی در بیماران مبتلا به فشارخون اولیه انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 102بیمار مبتلا به پرفشاری خون اولیه بدون بیماری زمینه دیگر که در اکوکاردیوگرافی نیز هایپرتروفی مرکز بطن چپ اثبات شده بود، در مرکز آموزشی درمانی 5 آذر گرگان طی سال های 85-1384 بررسی شدند. آزمایش تجزیه ادرار، BUN و کراتی نین سرم، سونوگرافی کلیه ها و مجاری ادرار برای بیماران انجام شد. LVH براساس LVMI&gt; 135 g/m&amp;sup2; در مردان و LVMI&gt; 110 g/m&amp;sup2; در زنان تعریف شد. اختلال عملکرد کلیوی از طریق اندازه گیری سطح کراتی نین سرم و ارزیابی پروتئینوری و یافته های سونوگرافی کلیه ها و مجاری ادراری بررسی شد. یافته ها : میانگین سنی افراد 8/8&amp;plusmn;60 تعیین شد. 59 نفر نوع خفیف ، 36 نفر نوع متوسط و 7 نفر به نوع شدید LVH مبتلا بودند. انحراف معیار و میانگین کراتی نین و BUN به ترتیب 12/1&amp;plusmn;09/1 و 76/10&amp;plusmn;6/20 میلی گرم در دسی لیتر تعیین شد. این مطالعه نشان داد که با افزایش شدت LVH مقدار آسیب کلیوی افزایش یافته است. بین وجود اسکار در سونوگرافی و شدت LVH در اکوکاردیوگرافی رابطه معنی داری وجود داشت (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که درصد بالایی از بیماران مبتلا به فشارخون اولیه به آسیب کلیوی مبتلا هستند و BUN ، کراتی نین و وجوداسکار در سونوگرافی می تواند مارکرهای مناسبی برای شناسایی آسیب اندام های انتهایی ناشی از فشارخون و میزان کنترل آن باشد.</description>
						<author>زهرا رزقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع بیش فعالی - نقص توجه (ADHD) در کودکان دبستانی شهر نیشابور طی سال تحصیلی 86-1385</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=357&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : اختلال بیش فعالی - نقص توجه (ADHD) شایع ترین اختلال روانی در کودکان است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی اختلال بیش فعالی - نقص توجه و برخی عوامل موثر بر آن در دانش آموزان دبستانی شهر نیشابور انجام شد. روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی روی دانش آموزان دبستانی شهرنیشابور طی سال تحصیلی 86-1385 انجام شد. نمونه گیری به صورت خوشه ای طبقه بندی شده بود. داده ها از طریق پرسشنامه والدین و معلم کانر جمع آوری و برای هر دانش آموز دو پرسشنامه مجزا توسط والدین و مربی تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به میانگین نمرات مربیان و والدین انجام گردید. نمره 15 به عنوان معیار احتمالی به منظور بیش فعالی انتخاب شد. یافته ها : 722 نفر (میزان پاسخ 6/79درصد) در مطالعه شرکت کردند. میزان شیوع اختلال ADHD 5/12درصد با دامنه اطمینان 95درصد، از 10 تا 8/14 درصد بود. تفاوت شیوع اختلال ADHD در دو جنس معنی دار نبود. شیوع اختلال ADHD در دانش آموزان با افزایش سن، افزایش معنی داری داشت (05/0P&lt;). بیشترین شیوع اختلال ADHD در متولدین بهار و کمترین آن در متولدین تابستان بود (05/0P&lt;). تحصیلات پدر با بیش فعالی رابطه معنی داری داشت. به طوری که شیوع آن در کودکانی که پدرانشان تحصیلات بالاتری داشتند، کمتر بود (05/0P&lt;). شغل پدر نیز با اختلال ADHD رابطه معنی داری داشت (05/0P&lt;). متغیرهایی از قبیل نوع زایمان، رتبه تولد و تحصیلات مادر با این اختلال رابطه معنی داری نداشتند. نتیجه گیری: در این مطالعه شیوع اختلال ADHD نسبت به مطالعات مشابه بیشتر بود. لازم است برنامه های مداخله ای در مورد گروه های در معرض خطر در نظر گرفته شود.</description>
						<author>مهدی خباز خوب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین سطح هشیاری و فعالیت الکتریکی سلول‌های مغزی در بیماران تحت جراحی تعویض دریچه آئورت</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=358&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : به منظور جلوگیری از بروز هشیاری به هنگام جراحی و نیز تجویز بیش از حد داروهای هوشبری و با توجه به آشکار شدن عملکرد داروهای هوشبری به صورت اثرگذاری مستقیم روی سیستم عصبی مرکزی، استفاده از علائم اخذ شده از مغز همانند الکتروانسفالوگرام در بررسی و پایش عمق بیهوشی ضروری است. این مطالعه به منظور بررسی وجود ارتباط بین سطح هشیاری و فعالیت الکتریکی سلول های مغزی در بیماران تحت جراحی تعویض دریچه آئورت انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی امواج مغزی 6 بیمار که در مرکز تخصصی قلب اصفهان طی تابستان 1386 تحت جراحی تعویض دریچه قلبی قرار گرفته بودند، از مرحله قبل از اعمال بیهوشی تا رسیدن به هشیاری کامل به طور پیوسته ثبت و به رایانه منتقل شد. سپس چندین روش پردازشی به امواج ضبط شده اعمال شد و سه ویژگی زمانی، طیفی و دوطیفی از این امواج استخراج گردید. در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS-11 و بهره گیری از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه مقایسه ای بین مقادیر میانگین ویژگی های سه گانه مذکور در عمق های مختلف بیهوشی انجام گرفت. یافته ها : از بین سه ویژگی استخراج شده از امواج مغزی، ویژگی زمانی در بیهوشی های عمیق و ویژگی فرکانسی در سایر عمق ها با سطح هشیاری مرتبط بود (05/0P&lt;). ویژگی دوطیفی تنها در بخش مراقبت های ویژه با سطح هشیاری مرتبط بود (05/0P&lt;). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که بین فعالیت الکتریکی سلول های مغزی و سطح هشیاری در بیماران تحت مطالعه ارتباط وجود دارد. نتایج این مطالعه بر امکان استفاده از پردازش رایانه ای امواج مغزی به عنوان ابزاری کمکی در تشخیص، کنترل و پایش عمق بیهوشی تاکید دارد.</description>
						<author>احسان نگهبانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان پاسخ‌دهی به واکسیناسیون هپاتیت B در کودکان کمتر از یک‌سال شهر گرگان</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=359&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : واکسیناسیون یکی از موثرترین روش های پیشگیری از بیماری هپاتیت B در سرتاسر دنیا می باشد. این مطالعه به منظور بررسی میزان پاسخ دهی به واکسیناسیون هپاتیتB در کودکان کمتر از یک سال در شهر گرگان انجام گردید. روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی روی 215کودک 7 تا 12 ماهه (3/55 درصد پسر و 7/46 درصد دختر) شهر گرگان که سه نوبت واکسیناسیون بر علیه هپاتیت B را کامل دریافت کرده بودند، در سال 1385 انجام شد. ابتدا از آنها سرم تهیه و سپس به روش الیزا جستجوی Anti-HBs و Anti-HBc و HBsAg در سرم آنها صورت گرفت. یافته ها : در سرم 30 نفر (14 درصد) از 215 کودک علی رغم دریافت سه نوبت واکسیناسیون هیچ گونه آنتی بادی علیه ویروس وجود نداشت. از بین 185 نفری که Anti-HBs مثبت بودند در 4 مورد Anti-HBc یافت شد. در افراد مورد مطالعه 86درصد بالای 10 واحد بین المللی Anti-HBs داشتند و پاسخ به واکسیناسیون را نشان می دادند. میانگین تیتر آنتی بادی علیه واکسن در پسرها 48/158 با انحراف معیار 02/12 و در دخترها 55/187 با انحراف معیار 83/13 بود. میزان پاسخ دهی به سه نوبت واکسیناسیون در بین پسرها 84درصد و در بین دختران 9/89درصد به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان  داد که علی رغم واکسینه شدن، تعدادی از این کودکان با ویروس آلوده شده اند و علت عدم پاسخ دهی در تعدادی از کودکان می تواند به دلایل نقص در سیستم ایمنی، نداشتن زمینه ژنتیکی مناسب برای پاسخ دهی، عدم رعایت شرایط نگهداری واکسن و نوع واکسن به کار رفته، شیوه تلقیح واکسن، شرایط نگهداری و طریقه حمل و نقل آن باشد.</description>
						<author>عبدالوهاب مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج بالینی آنژیوپلاستی با استنت در بیماران با ضایعه منفرد پروگزیمال شریان کرونری قدامی نزولی چپ</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=360&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : ضایعات آترواسکلروتیک شریان کرونری قدامی نزولی چپ (LAD) به دلیل خونرسانی این شریان به بیش از 50درصد از بافت میوکارد بطن چپ همواره مورد توجه و بحث از نظر درمان مناسب بوده است. این مطالعه به منظور ارزیابی کارایی آنژیوپلاستی با تعبیه استنت (PTCA) در درمان این بیماران صورت گرفت. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی آینده نگر 75 بیمار (31 مرد و 44 زن) مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) تهران با درگیری مجزای قسمت پروگزیمال شریان LAD که تحت PTCA قرار گرفته بودند، به مدت 9 ماه از نظر کارایی درمان انجام شده، مورد ارزیابی قرار گرفتند. تنگی آترواسکلروتیک شریان LAD در تمامی بیماران با استفاده از آنژیوگرافی ثبت گردید. کلیه بیماران قبل و 9 ماه بعد از انجام آنژیوپلاستی تحت تست ورزش با استفاده از پروتکل بروس قرار گرفتند. یافته ها : میانگین سنی بیماران 4/59 سال (محدوده 39 تا 83 سال) بود. در 73 بیمار (3/97درصد) آنژیوپلاستی با موفقیت همراه بود. در مدت زمان پیگیری 2 بیمار (7/2درصد) دچار تنگی مجدد شدند که یکی با آنفارکتوس میوکارد در روز سوم پس از PTCA و دیگری با اختلال در تست ورزش انجام شده 9 ماه بعد از PTCA مشخص گردید. برای هر دو بیمار استنت گذاری مجدد انجام شد و با حال عمومی مناسب ترخیص شدند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که پیش آگهی 9 ماهه بیماران با درگیری مجزای پروگزیمال شریان LAD که تحت درمان با PTCA قرار گرفته بودند، رضایت بخش بود. این روش درمانی وضعیت بالینی بیماران را بهبود داده و سبب کاهش عوارض ناشی از اقامت طولانی مدت بیماران در بیمارستان می شود.</description>
						<author>یحیی دادجو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش پرستاران در اداره درد بیماران مبتلا به بیماری‌های عروق کرونر در بیمارستان واسعی سبزوار</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=361&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : درد قفسه سینه یکی از مهم ترین و شایع ترین علائم در بیماری های عروق کرونر است که پرستار نقش کلیدی در تسکین آن دارد. این مطالعه به منظور بررسی نقش پرستاران در اداره درد بیماران مبتلا به بیماری های عروق کرونر در بیمارستان واسعی سبزوار انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - مقطعی با روش نمونه گیری در دسترس، عملکرد پرستاران در جریان 95موقعیت درد قلبی در بیمارستان واسعی سبزوار طی سال 1385 بررسی شد. ابزار مورد استفاده چک لیست پژوهشگر ساخته ای بود که نقش پرستار را در بررسی درد، اقدامات تسکینی و ارزیابی مجدد درد، ارزیابی می نمود. تمامی مشاهدات توسط یک نفر انجام گردید. دانش و درک پرستاران در خصوص درد قلبی، به وسیله پرسشنامه دیگری بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS-11.5 و آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس و مجذورکای استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که بیشتر پرستاران بررسی محل درد را در اولویت قرار داده بودند و سایر خصوصیات درد چندان مورد توجه نبوده است. استفاده از توصیف کننده های کلامی روش اصلی بود و کسی از نمودار دیداری درجه بندی شدت درد استفاده نکرد. در مورد تسکین درد، در 6/92 درصد موارد، پرستاران برای تسکین درد بیماران اقدام نمودند که در 8/96 درصد موارد روش دارویی استفاده شد. در 1/41 درصد موارد بررسی مجدد درد و ارزشیابی صورت نگرفت. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که اگرچه اکثر پرستاران از نقش خود در تسکین درد بیماران عروق کرونر آگاهند، اما نقش خود را در اداره درد این بیماران خصوصاً در بعد بررسی و ارزیابی مجدد درد به درستی ایفا نمی کنند.</description>
						<author>زهرا استاجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع افسردگی و عوامل مرتبط با آن در عشایر ایل بختیاری ایران در سال 1385</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=362&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات خلقی است. این مطالعه به منظور بررسی میزان شیوع افسردگی و تعیین حجم مشکل و عوامل همراه آن در بین عشایر ایل بختیاری ایران در استان چهارمحال و بختیاری اجرا گردید. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی ، توصیفی - تحلیلی 400 نفر از جمعیت عشایری استان چهارمحال و بختیاری به صورت نمونه گیری تصادفی منظم با استفاده از آزمون بک (Beck) در سال 1385 بررسی شدند. داده ها با کمک نرم افزار آماری SPSS-11 و آزمون های آماری تی ، کای اسکوئر ، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی اسپیرومن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : میانگین و انحراف معیار نمره افسردگی در زنان 8/105/18 و در مردان 45/119/14 بود. میزان شیوع کلی افسردگی در جامعه مورد بررسی 6/29 درصد با دامنه اطمینان (6/33 &amp;ndash; 6/25) : 95 درصد CI بود. میزان شیوع درجات افسردگی متوسط و بالاتر 24 درصد تعیین گردید. شیوع افسردگی در زنان بیشتر از مردان (05/0P&lt;) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود که اختلاف معنی داری را با 05/0P&lt; نشان می دهد. افسردگی در افراد خانه دار و بیکار به طور معنی داری بیشتر از سایر مشاغل بود (05/0P&lt;). بیشترین شیوع افسردگی به ترتیب در گروه های سنی زیر 20 سال و بالای 50 سال بود. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که شیوع افسردگی در جامعه عشایری در مقایسه با سایر مطالعات انجام شده در استان چهارمحال و بختیاری بیشترمی باشد.</description>
						<author>علی احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>وضعیت آلودگی میکروبی آب دریای خزر در خلیج گرگان</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=363&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف : خلیج گرگان با ارزش زیست محیطی بی نظیر در جنوب شرقی دریای خزر ، نه تنها دارای ماهی های باارزشی مانند ماهیان خاویاری و سفید می باشد، بلکه از سواحل آن برای شنا نیز استفاده می شود. عدم رعایت موازین زیست محیطی می تواند خطراتی را برای سلامتی انسان و محیط زیست ایجاد نماید. این مطالعه به منظور بررسی آلودگی میکروبی آب دریای خزر در خلیج گرگان و مقایسه آن با استاندارد انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تعداد 40 نمونه آب دریا طی فصول تابستان و پاییز 1383 برداشته شد. میانگین تعداد کل باکتری ها، کلیفرم ها، کلیفرم مدفوعی و استرپتوکوک مدفوعی با روش استاندارد تعیین گردید. یافته ها : میانگین تعداد کل باکتری ها، کلیفرم، کلیفرم مدفوعی و استرپتوکوک مدفوعی در آب خلیج گرگان به ترتیب برابر 5001 در یک سی سی ، 1555، 817 و 59 در 100 سی سی تعیین گردید. نتیجه گیری: مقایسه میانگین نتایج این بررسی با استانداردهای مربوط به محل های شنا و پرورش ماهی نشان داد که آب خلیج گرگان از نظر شنا دارای آلودگی میکروبی است، ولی از نظر محل های پرورش ماهی دارای آلودگی میکروبی نمی باشد.</description>
						<author>علی شهریاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گرانولوم فاشیال همراه با گرانولوم نواحی مختلف بدن – گزارش یک مورد</title>
						<link>http://www.midrc.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=364&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>گرانولوم فاشیال یک بیماری نادر پوستی است که با ندول ها و پلاک های پوستی بدون علامت بر روی پوست و بدون تظاهرات سیستمیک مشخص می شود. این بیماری عمدتاً مردان میانسال را مبتلا می کند. در این مقاله یک تظاهر غیرشایع از بیماری گرانولوم فاشیال به صورت ضایعات متعدد اغلب در ناحیه تنه و قسمت فوقانی بازو و صورت در یک مرد 34 ساله معرفی شده است.</description>
						<author>محمد دهقان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
