|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
فاطمه اکبری، محمد ربیعی، بنفشه محمدی، سجاد باقریان، دوره 26، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیثباتی مچ پا از شایعترین آسیبها بین ورزشکاران است. تغییرات بیومکانیکی، نقصهای حسی– حرکتی و اختلالات عصبی– عضلانی در افراد مبتلابه بیثباتی مزمن مچ پا گزارش شده است. این مطالعه بهمنظور مقایسه فعالیت الکتریکی عضلات منتخب ساق و ران حین اجرای حرکات عملکردی در ورزشکاران زن با و بدون بیثباتی مزمن مچ پا انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 40 ورزشکار زن در محدوده سنی 30-18 سال در دو گروه 20 نفری مورد (دارای بیثباتی مچ پا) و شاهد سالم (بدون بیثباتی مچ پا) انجام شد. فعالیت الکتریکی عضلات منتخب ساق و ران طی سه الگوی عملکردی اسکات بالای سر، اسکات بالای سر با بالا بردن پاشنه و اسکات تکپا توسط دستگاه الکترومایوگرافی ثبت شد. عضلات مورد بررسی شامل عضله دوقلو داخلی، عضله دوقلو خارجی، عضله درشتنئی قدامی، عضله نازک نئی بلند، عضله نعلی، عضله پهن خارجی، عضله پهن داخلی و عضله دوسر رانی بودند.
یافتهها: فعالیت عضلات پهن داخلی، پهن خارجی، دوسر رانی و درشت نئی قدامی در اسکات تکپا و فعالیت عضلات پهن داخلی، پهن خارجی، دو سررانی، نعلی و درشت نئی قدامی در اسکات بالای سر گروه مورد افزایش آماری معنیداری در مقایسه با گروه شاهد یافت (P<0.05). بیشترین تفاوت در فعالیت عضلات دو گروه در حرکت اسکات بالای سر با بالا بردن پاشنه مشاهده شد که در این حرکت غیر از بخش خارجی عضله دوقلو، بین تمام عضلات دیگر افزایش آماری معنیداری یافت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: حرکات عملکردی باعث افزایش سطح فعالیت الکتریکی عضلات ساق و ران ورزشکاران زن دارای بیثباتی مچ پا میگردد.
لیلا صبوری، عباس معمارباشی، محسن برغمدی، زلجکو زیلیک، امیر فتح الهی، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم درد پاتلوفمورال از جمله علل شایع درد قدامی زانو در نوجوانان و افراد زیر 60 سال است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرینات زنجیره جنبشی بسته بر تغییرات دینامیک فشار کف پای زنان مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 30 دانشجوی دختر در محدوده سنی 35-20 سال در دو گروه 15 نفری مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال و سالم در دانشگاه محقق اردبیلی طی سال 1402 انجام شد. گروه مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال دارای سابقه درد حداقل بیش از دوماه و حداکثر یک سال بودند. گروه تجربی تمرینات زنجیره جنبشی بسته را سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته اجرا کردند. اندازهگیری متغیرهای فشار کف پا با دستگاه فوت اسکنر فشاری (نمونهبرداری 300 هرتز) انجام شد.
یافتهها: اوج نیروها در انگشت اول در گروه سالم (64.91±28.69) و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (215.19±60.28) طی دویدن با سرعت آهسته کاهش آماری معنیداری داشت و زمان رسیدن به اوج نیروی عکسالعمل زمین در گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال (49.65±44.332) طی پس آزمون در سرعت آهسته افزایش آماری معنیداری پیدا کرد (P<0.05). همچنین نیروی خارجی پاشنه (153.97±3.62) و پنجمین استخوان کف پایی (65.19±19.77) در گروه سالم طی پس آزمون کاهش آماری معنیداری در مقایسه با گروه مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی دویدن با سرعت تند داشت (P<0.05). در گروه سالم و مبتلا به سندرم پاتلوفمورال طی پس آزمون متغیرهای جابجایی مرکز فشار در ناحیه داخلی-خارجی و قدامی-خلفی در سرعت آهسته و تند طی دویدن کاهش آماری معنیداری یافتند (P<0.05). همچنین در گروه سالم جابجایی مرکز فشار در انگشت اول در مرحله پس آزمون (64.5±51.08) طی دویدن با سرعت تند کاهش آماری معنیداری پیدا کرد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرینات زنجیره جنبشی بسته باعث کاهش معنیدار در متغیرهای فشار کف پا در زنان مبتلا به سندرم پاتلوفمورال و زنان سالم میگردد.
زهرا فرج زاده هریس، امیرعلی جعفرنژادگرو، ابراهیم پیری، حسین فرض اللهی، نسترن مرادزاده، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: پای پرونیت یکی از ناهنجاریهای اندام تحتانی و چاقی جزء معضلات جامعه امروزی محسوب میشوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تعاملی اضافه وزن و پای پرونیت بر طیف فرکانس فعالیت عضلات اندام تحتانی مردان طی دویدن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 40 دانشجوی مرد با دامنه سنی 35-21 سال با تخصیص غیرتصادفی در چهار گروه 10 نفری شامل وزن نرمال با پای نرمال، چاق با پای پرونیت، چاق با پای نرمال و وزن نرمال با پای پرونیت انجام شد. فعالیت عضلات منتخب شامل درشت نی قدامی، دوقلو داخلی، پهن خارجی، پهن داخلی، راست رانی، دوسررانی، نیم وتری و سرینی میانی، طی دویدن با استفاده از الکترومایوگرافی ثبت شد.
یافتهها: ﻃﯿﻒ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﻟﮑﺘﺮیﮑﯽ ﻋﻀﻠﻪ دوسررانی در گروه دارای اضافه وزن با پای نرمال در مقایسه با گروه دارای وزن نرمال و پای پرونیت بهطور معنیداری کمتر بود (P<0.05). اثر تعاملی خستگی و گروه به لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: احتمالاً افزایش فعالیت عضلانی مشاهده شده در افراد دارای اضافه وزن و پای پرونیت بازتابی از تلاش سیستم عصبی-عضلانی برای مدیریت بارهای بیومکانیکی بوده و تفاوتهای فردی در الگوی حرکت، سطح آمادگی و استراتژیهای جبرانی میتوانند سهم قابلتوجهی در تغییرات فعالیت عضلات داشته باشند.
امیرعلی جعفرنژادگرو، احسان فخری میرزانق، فرهاد رضازاده، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی یک مشکل عمده سلامتی در سراسر جهان است. به نظر میرسد خستگی میتواند منجر به تغییر معنیدار مؤلفههای مکانیکی در این افراد در مقایسه با افراد سالم گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر خستگی بر مقادیر مکانیکی ایمپالس و مرکز فشار در افراد چاق با پای پرونیت حین حرکت فرود انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه شبهتجربی روی 16 دانشجوی مرد دارای نمایه توده بدنی طبیعی (کمتر از 25) با پای سالم و 15 دانشجوی مرد چاق (بیشتر از 30) دارای پای پرونیت در استان اردبیل انجام شد. در طول آزمون مقادیر مکانیکی در هر دو گروه قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی توسط دستگاه صفحه نیروسنج (نرخ نمونهبرداری 1000هرتز) طی حرکت فرود ثبت شد.
یافتهها: در مقایسه بینگروهی مقادیر مکانیکی ایمپالس در راستای محور قدامی-خلفی در گروه دارای نمایه توده بدنی طبیعی با پای سالم (17.9±(34.69 در مقایسه با گروه چاق با پای پرونیت (2.07±9.41) بیشتر بودند (P<0.05). در مقایسه درونگروهی دانشجویان چاق دارای پای پرونیت، مقادیر مکانیکی ایمپالس در راستای عمودی، ایمپالس در راستای قدامی-خلفی، ایمپالس در راستای داخلی-خارجی، مرکز فشار در راستای داخلی-خارجی و مرکز فشار در راستای قدامی-خلفی قبل و بعد از اجرای پروتکل خستگی طی حرکت فرود تفاوت آماری معنیداری یافت نگردید.
نتیجهگیری: در مؤلفههای مکانیکی ایمپالس افراد چاق دارای پای پرونیت در مقایسه با افراد دارای نمایه توده بدنی طبیعی با پای سالم طی حرکت فرود کاهش آماری معنیداری وجود داشت؛ با این وجود پروتکل خستگی مقادیر ایمپالس را تغییر نداد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|