علیرضا محجل اقدم، هادی حسنخانی، رضا قره محمدلو، منیژه اسماعیلی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی و خودکارآمدی به عنوان امری حیاتی در مدیریت موفق آسم نشان داده شده است. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط خودکارآمدی بیماران با کنترل علایم بیماری آسم انجام شد. روش بررسی : این مطالعه همبستگی روی 257 بیمار (133 مرد و 124 زن) 35-18 ساله مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک شیخالرئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1390 انجام شد. بیماران به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای شامل مشخصات فردی– اجتماعی، پرسشنامه خودکارآمدی بیماران مبتلا به آسم، پرسشنامه کنترل آسم و پارامترهای اسپیرومتری بیماران بود. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS-17 و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها : در بین ابعاد خودکارآمدی بیشترین میانگین مربوط به مصرف منظم داروها و کمترین میانگین مربوط به بعد رابطه با پزشک بود. در بین ابعاد کنترل آسم بیشترین میانگین به میزان محدودیت در فعالیت به خاطر بیماری در طول هفته گذشته و کمترین به تعداد پاف اسپری مصرفی در طی روز در طول هفته گذشته اختصاص داشت. مابین خودکارآمدی با کنترل آسم (r= -0.378, P<0.001) ارتباط آماری معنیداری یافت شد. نتیجهگیری : این مطالعه نشان داد که در بیماران مبتلا آسم، داشتن اعتماد به تواناییهای خود در کنترل علایم بیماری موثر است.
اسحق رحیمیان بوگر، مهدی قدرتی میرکوهی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : توجه به وقوع خطای پرستاری به عنوان یکی از مسایل مهم در ایمنی بیماران ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین نقش بار کاری، خواب، سلامت روانشناختی و عوامل فردی در رخداد خطاهای پرستاری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی روی 268 پرستار شاغل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و شرایط محیط کار، پرسشنامه سنجش کلی خواب (GSAQ)، پرسشنامه علایم خواب پیتسبورگ (PSSQ)، و پرسشنامه سلامت روانی (MHI-38) جمعآوری شد. یافتهها : آشفتگیهای خواب (P=0.002, OR=3.260)، رفتارهای خواب (P=0.003, OR=2.946)، درماندگی روانشناختی (P=0.006, OR=2.530)، بهزیستی روانشناختی (P=0.002, OR=0.775) و بار کاری بالا (P=0.009, OR=5.240) قادر بودند؛ بهطور معنیداری رخداد خطاهای پرستاری را پیشبینی نمایند (P<0.05). نتیجهگیری : بارکاری بالا، آشفتگیهای خواب، رفتارهای خواب، درماندگی روانشناختی و بهزیستی روانشناختی در کنار هم سبب رخداد خطاهای پرستاری میگردند.
فاطمه عبدالهی، جمشید یزدانی چراتی، زهره مجیدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : بارداری نهتنها سبب کاهش یا توقف خشونت علیه زنان نمیشود؛ بلکه حتی میتواند سبب شروع یا تشدید آن گردد. این مطالعه به منظور تعیین انواع همسرآزاری طی دوران بارداری در استان مازندران انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی به عنوان بخشی از یک مطالعه کوهورت آیندهنگر روی 1500 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی استان مازندران از بهمن 1389 تا شهریور 1390 انجام گردید. دادهها با پرسشنامه سوء رفتارتغییریافته استاندارد سازمان بهداشت جهانی و مصاحبه با زنان باردار جمعآوری شد. پرسشها شامل سه بخش سوء رفتار فیزیکی، روحی و جنسی بود و با شدتهای خفیف، متوسط و شدید طبقهبندی شد. یافتهها : شایعترین نوع همسرآزاری محدود کردن مادران در مایحتاج زندگی (88%) بود. شیوع انواع همسرآزاری فیزیکی، روحی و جنسی در دوران بارداری به ترتیب 10.8%، 69.7% و 14.1% تعیین شد. شانس عود همسرآزاری فیزیکی در زنان با سطح سواد کمتر و سطح اجتماعی - اقتصادی پایینتر بیش از زنان با سطح سواد بیشتر و سطح اجتماعی - اقتصادی بالاتر بود (P<0.05). این تفاوت در گروه همسرآزاری روحی معنیدار نبود. نتیجهگیری : همسرآزاری خفیف به خصوص از نوع روحی طی دوران بارداری در استان مازندران از شیوع بالایی برخوردار بود.
فیروزه مصطفوی، سیدکمالالدین میرکریمی، رحمان بردی اوزونی دوجی، محمدعلی وکیلی، سمیرا عشقی نیا،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : چاقی به عنوان یکی از مهمترین مشکلات بهداشت عمومی مطرح بوده و تهدیدی قابل پیشگیری برای سلامت انسانها در سراسر جهان است. مصاحبه انگیزشی، روشی مراجع محور و مستقیم به منظور افزایش انگیزه درونی افراد برای تغییر رفتار از طریق بررسی و حل ابهامات است که نتایج سودمند آن در زمینه سلامت به طور گستردهای مورد تایید قرار گرفته است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر مصاحبه انگیزشی و مصاحبه انگیزشی به همراه قصد بر کاهش وزن زنان بر اساس تئوری انگیزش محافظت انجام شد. روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 150 نفر از زنان چاق یا دارای اضافه وزن به طور تصادفی در سه گروه 50 نفری کنترل، مصاحبه انگیزشی و مصاحبه انگیزشی به همراه قصد قرار گرفتند. اطلاعات از طریق پرسشنامه محققساخته در دو نوبت (ابتدای مطالعه و دو ماه پس از انجام مصاحبه) جمعآوری گردید. یافتهها : نمره سازههای تئوری شامل حساسیت درک شده، شدت درک شده، پاداشهای درک شده، خودکارآمدی درک شده، کارایی پاسخ درک شده و هزینههای درک شده در هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت (P<0.05). شاخصهای آنتروپومتریک دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل به طور معنیداری کاهش یافت (P<0.05). نتیجهگیری : اجرای روش مصاحبه انگیزشی به همراه قصد، منجر به کاهش وزن بیشتر و افزایش نمره سازههای تئوری انگیزش محافظت میگردد.
سعید فلاح، سوده رستم زاده، موسی قلیچی قوجق،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : خشونت خانگی واقعیتی دردناک است که بر تمام زوایای زندگی قربانیان خود اثرگذار است. بار خشونت خانگی بر سلامت زنان 44-15 ساله بیش از بار سرطان پستان، سرطان رحم و سوانح است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر خشونت خانگی علیه زنان متأهل انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی273 نفر از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان کردکوی در سال 1391 انجام گردید. نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای و از طریق تقسیم به نسبت انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامهای که پایایی و روایی آن در مطالعات قبل تایید شده بود؛ جمعآوری و میزان مواجهه با خشونت فیزیکی، روانی و جنسی ثبت گردید. یافتهها : میانگین سنی زنان 7.8±29.4 سال و میانگین سن ازدواج زنان و همسرانشان به ترتیب 3.7±19.6 سال و 3.9±23.6 سال بود. 86.2% از زنان خانهدار بودند. میزان مواجهه با خشونت روانی، جنسی و فیزیکی به ترتیب 49 درصد، 33.7% و 32.8% تعیین شد. مهمترین عوامل اثرگذار مربوط به زنان و همسرانشان سطح تحصیلات زنان و همسران، شغل زنان و سن ازدواج زنان و همسرانشان بود (P<0.05). مهمترین عوامل اثرگذار مربوط به خانواده، تعداد فرزندان و درآمد خانوار بود (P<0.05). نتیجهگیری : سطح تحصیلات، اشتغال، سن ازدواج و سطح درآمد خانواده از مهمترین عوامل اثرگذار در مواجهه با انواع خشونت بود.
آمان گزل کوسه غراوی، حمیدرضا شرکا، ایوب صوفی زاده، حسن ایمانی کتولی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : شاخص مرگ نوزادی به عنوان یکی از شاخصهای مهم سطح بهداشت در هر جامعه است. بنابراین دانستن علل عمده مرگ نوزادی در برنامهریزی صحیح برای تقویت سیستمهای مراقبت دوران بارداری، زایمان و نوزادان در جامعه بسیار موثر است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر مرگ و میر در نوزادان فوت شده و زنده در شهرستان مراوه تپه در استان گلستان انجام شد. روش بررسی : در این مطالعه مورد - شاهدی بر اساس مرگ یا زنده بودن در روز 28 بعد از تولد، 52 کودک فوت شده در گروه مورد و 201 کودک زنده در گروه شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه جمعآوری دادهها تنظیم و برای همه نوزادان مورد مطالعه تکمیل شد. یافتهها : میزان مرگ نوزادی در سالهای 1390، 1391 و 1392 به ترتیب 11.76 و 13.36 و 6.46 در هزار تولد زنده بود. بهطور کلی پنج علت اصلی مرگ به ترتیب عبارت از نارسی، سوانح و حوادث، ناهنجاری مادرزادی، دیسترس تنفسی و سپسیس بود. بین مرگ با نارسی، وزن تولد و جنسیت ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). وزن هنگام تولد با نسبت شانس برابر 29.6 بیشترین ارتباط را با مرگ و میر نوزادی نشان داد. نتیجهگیری : نارسی و وزن کم بدو تولد مهمترین علت مرگ نوزادی بود.
محمد رکنی، محمدحسن ابدی، مهناز صارمی، میرتقی میرمحمدی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : اختلالات اسکلتی - عضلانی یک بیماری شغلی است و به علت شرایط نامطلوب کاری بروز میکند. این مطالعه به منظور تعیین اختلالات اسکلتی - عضلانی و ارتباط آن با دانش ارگونومی و عوامل محیطی ایستگاه کاری کادر پرستاری انجام شد. روش بررسی : این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 110 نفر از کادر پرستاری بیمارستانهای رازی و امام شهرستان قائمشهر و ساری انجام شد. پرسشنامه ویژگیهای دموگرافیک، پرسشنامه عمومی عوارض و ناراحتیهای اسکلتی – عضلانی (نوردیک) و پرسشنامه بازرسی HSE و ارگونومی در ساختمان و دفاتر اداری به ترتیب برای تعیین وضعیت دموگرافیک افراد مورد مطالعه و آسیبهای شغلی، میزان آگاهی از علم ارگونومی و مشکلات کاری استفاده گردید. یافتهها : شیوع درد ناحیه کمر، زانوها، مچ پاها، گردن، پشت، شانهها، دستها و رانها به ترتیب 58.2% و 56.4% و 56.4% و 50% و 48.2% و 43.3% و 36.4% و 32.7% تعیین شد. شرایط محیط کار شامل تهویه (23.6%)، روشنایی (22.7%) و سیستم سرمایش – گرمایش (4.5%) نامطلوب ارزیابی شد. 31درصد از پرستاران صندلی و 34درصد میزکار را برای شرایط کاری و و ضعیت بدنی خود نامناسب دانستند. بین سن کارکنان و ساعات کار در هفته با اختلالات اسکلتی – عضلانی در ناحیه کمر ارتباط آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). هفتاد و هفت درصد کادر پرستاری از علم ارگونومی اطلاع داشتند؛ 22.8% برای وضعیت بدنی در هنگام کارکردن آموزش دیده بودند و 60 درصد آنان در زمینه انتقال و جابجایی آموزش ندیده بودند. نتیجهگیری : بیشترین ابراز ناراحتی اسکلتی – عضلانی کادر پرستاری در ناحیه کمر، زانوها، مچ پاها و گردن بود. آموزش کادر پرستاری برای انتقال بیماران و وضعیت بدنی صحیح در هنگام کار ضروری است.
مرضیه السادات آذرنیوه، سیدعلیرضا توکلی خورمیزی،
دوره 18، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : خواب یکی از عناصر مهم در چرخههای شبانه روزی است که با بازسازی قوای فیزیکی و روحی همراه است. فعالیت بدنی از جمله عوامل مداخلهگر در بهبود کیفیت خواب است. این مطالعه به منظور تعیین اثر فعالیت بدنی بر کیفیت خواب دانشجویان دختر انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی مقطعی روی 370 دانشجوی دختر دانشگاه زابل در نیمسال اول تحصیلی 1392 تا 1393 انجام شد. اطلاعات به روش نمونهگیری تصادفی و از طریق پرسشنامه دموگرافیک محقق ساخته و پرسشنامههای استاندارد سنجش کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) و فعالیت بدنی بک جمعآوری گردید. سپس دانشجویان با استفاده از پرسشنامه فعالیت بدنی بک به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند.
یافتهها : 32 نفر (25.2%) از دانشجویان فعال و 153 نفر (67.4%) از دانشجویان غیرفعال دارای کیفیت خواب نامناسب بودند. میانگین کیفیت خواب در هر دو گروه فعال و غیرفعال نامناسب بود؛ اما دختران فعال نسبت به غیرفعال از کیفیت خواب بهتری برخوردار بودند (P<0.05). 65.7% گروه فعال دارای نمایه توده بدن کمتر از 25 و تنها 9.1% دانشجویان با نمایه توده بدن بیش از 25 ، کیفیت خواب مناسبی داشتند. در گروه غیرفعال 60.8% افراد دارای سطح مطلوب نمایه توده بدن از کیفیت خواب نامطلوبی برخوردار بودند. در هر دو سطح نمایه توده بدن، کیفیت خواب در دو گروه تفاوت آماری معنیداری داشت؛ اما این تفاوت در گروه فعال بیشتر بود (P<0.05).
نتیجه گیری : 52 درصد از دانشجویان دختر کیفیت خواب مناسبی نداشتند و کیفیت نامناسب خواب در دختران با فعالیت بدنی کمتر، بیشتر بود.
بهاره متقی دستنائی، زیبا رئیسی، فریبا آصفی، مریم پوربختیار،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : تجاوز یکی از مشکلات جدی جوامع بوده و یکی از پیامدهای جدی آن افسردگی است. این مطالعه به منظور تعیین افسردگی در زنان قربانی تجاوز جنسی مراجعه کننده به مراکز پزشکی قانونی شهر تهران انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی مقطعی روی 130 نفر از قربانیان تجاوز جنسی شهر تهران در سال 1392 انجام گردید. از پرسشنامه بک برای ابزار تحقیق استفاده شد.
یافتهها : بیشتر سن افراد مورد مطالعه 20 تا 30 سال (54%) و بیشتر قربانیان متاهل (48%) بودند. 62 نفر (47.7%) دارای اختلال افسردگی تشخیص داده شدند که از این میان افسردگی خفیف، متوسط و شدید به ترتیب در 58% ، 27.5% و 14.5% از افراد مشاهده شد.
نتیجهگیری : تقریباً نیمی از قربانیان تجاوز جنسی به افسردگی بعد از تجاوز جنسی مبتلا بودند.
غلامرضا شریفی راد، عبدالرحمان چرکزی، کمال الدین میرکریمی، نویساسادات سیدقاسمی، حسین شهنازی، فرشید حاجیلی دوجی، عبدالمجید میرزاعلی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : مصرف سیگار یکی از مهمترین عوامل خطر برای بسیاری از بیماریها بوده و خطر مرگ زودرس را افزایش میدهد. الگوی بین نظریهای یکی از الگوهای مطالعه رفتار سلامتی به خصوص رفتارهای اعتیادآمیز است. این مطالعه با هدف فهم استعمال سیگار بر اساس الگوی بین نظریهای در بین افراد سیگاری شهر گرگان انجام گردید.
روش بررسی : این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی – تحلیلی روی 450 مرد سیگاری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای مراحل تغییر DiClemente ، تعادل تصمیمگیری و خودکارآمدی Velicer و فرایندهای تغییر Prochaska و وابستگی به نیکوتین Fagerstrom بود.
یافتهها : بر اساس مراحل تغییر 39.1% در مرحله پیش تفکر، 13.8% در مرحله تفکر، 42.4% در مرحله آمادگی، 2.7% در مرحله عمل و 2% دیگر در مرحله نگهداری بودند. بین مراحل تغییر مصرف سیگار با تمامی سازههای الگوی بین نظریهای و آزمون وابستگی به نیکوتین ارتباط آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). مضرات مصرف سیگار، فرایندهای خود ارزیابی مجدد، خودرهایی و آزادی اجتماعی دارای اندازه اثر بزرگ بودند و فرایند جستجوی روابط یاریرسان کمترین اندازه اثر را داشت.
نتیجهگیری : سازه مضرات مصرف سیگار، فرایند خودارزیابی مجدد، خودرهایی و آزادی بیشترین قدرت پیشبینیکنندگی حرکت در طول مراحل تغییر مصرف سیگار را دارند. همچنین جستجوی روابط یاریرسان کمترین اندازه اثر را داشت.
عفت خدادادی، شایسته سید، ثریا خفری، زهرا دهقان،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای لثه و پوسیدگی دندان از بیماریهای شایع جوامع با فرهنگهای متفاوت بهویژه در گروههای خاص مانند زنان بارداراست. این مطالعه به منظور ارزیابی وضعیت سلامت دهان و دندان زنان باردار شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی- تحلیلی مقطعی روی 400 زن باردار 40-20 ساله در شهرستان گنبد کاووس طی سالهای 1389 لغایت 1390 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و معاینات دهان و دندان در چک لیستی ثبت شد. دادهها توسط شاخص تعداد دندانهای پوسیده، از دست رفته یا کشیده و ترمیم شده (Deacy Missing Filling Teeth: DMFT) و شاخص بهداشت دهان (Oral Hygiene Index- Simplified: OHI-S) ارزیابی گردید.
یافتهها : میانگین شاخص DMFT در سطح بالایی (3.29±6.21) قرار داشت. بین محل تولد و محل سکونت زنان باردار با شاخص DMFT اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05). میانگین شاخص بهداشت دهان زنان باردار در سطح متوسط (0.88±1.36) ارزیابی شد. بین محل سکونت زنان باردار و میزان تحصیلات آنها با شاخص بهداشت دهان اختلاف آماری معنیداری یافت شد (P<0.05). بیشترین عامل بالا رفتن شاخص DMFT ، میانگین بالای دندانهای پوسیده در بین زنان باردار بود. از نظر نحوه و زمان رعایت بهداشت دهان و دندان، بیشترین پاسخ صحیح ارایه شده مربوط به روش تمیز کردن دندانها (مسواک و خمیر دندان) و کمترین پاسخ درست مربوط به مدت زمان تمیز کردن دهان و دندان (3 الی 5 دقیقه) بود.
نتیجهگیری : شاخص DMFT در زنان باردار شهرستان گنبد کاووس از سطح بالایی برخوردار بود.
کاظم صمیمی، حمیدرضا مکرمی، سهیلا تون تاب حقیقی، ابراهیم تابان، محسن یزدانی اول، راضیه معصومی،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : تغییر شیوه زندگی زنان و افزایش حضور آنها در عرصه اجتماعی و محیطهای کاری یکی از عوامل موثر بر کیفیت زندگی جنسی آنان است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل موثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان شاغل در بیمارستان انجام گردید.
روش بررسی : این مطالعه توصیفی - تحلیلی مقطعی روی 121 نفر از کارکنان زن دو بیمارستان در شهرستانهای سبزوار و بیرجند در سال 1393 انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل نسخه هنجاریابی شده سنجش کیفیت زندگی جنسی ویژه زنان و یک پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش اطلاعات جمعیتشناختی، متغیرهای مرتبط با سلامت و عوامل مرتبط با کار بود.
یافتهها : میانگین نمره کیفیت زندگی جنسی 19.7±80.1 تعیین شد. کیفیت زندگی جنسی با سن، ساعات خواب، مدت تاهل، سطح تحصیلات و فعالیت فیزیکی ارتباط آماری معنیداری نشان داد (P<0.05). سطح تحصیلات (beta=0.33)، مدت تاهل (beta=0.32) و وضعیت کیفیت خواب (beta=0.56) پیشبینیکنندههای کیفیت زندگی جنسی زنان تعیین شد.
نتیجهگیری : سطح تحصیلات، مدت تاهل و وضعیت کیفیت خواب به عنوان عوامل پیشبینیکننده کیفیت زندگی جنسی زنان شاغل در بیمارستان تعیین شد.
خدیجه امجدی، شهریار سمنانی، فائزه سلامت، سیدمهدی صداقت، هانیه سادات میرکریمی، سمیه مشمولی، عباس مقدمی، غلامرضا روشندل،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به اهمیت میزان پوشش و کیفیت دادهها در ثبت سرطان گلستان، این مطالعه به منظور تعیین اثر مراجعه بیماران مبتلا به سرطان به مراکز پزشکی خارج از استان گلستان بر میزان پوشش برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت انجام شد.
روش بررسی : این مطالعه مقطعی توصیفی – تحلیلی روی همه بیماران مبتلا به سرطان ثبت شده در مراکز تشخیصی درمانی داخل استان یا خارج از استان گلستان طی سالهای 1387 لغایت 1389 انجام شد. اطلاعات مربوط به بیماران مراجعه کننده به مراکز داخل استان از بانک برنامه ثبت سرطان استان گلستان و اطلاعات بیماران مراجعه کننده به مراکز خارج استان از بانک داده اداره سرطان وزارت بهداشت دریافت گردید. دادهها با استفاده از روش record linkage موارد مشترک تعیین و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : 6083 مورد ابتلا به سرطان در استان گلستان ثبت شده بود که براساس دادههای اداره سرطان 678 نفر (11%) از آنها به مراکز خارج از استان مراجعه کرده بودند. از کل موارد مراجعه کننده به مراکز خارج از استان، اطلاعات مربوط به 343 نفر (50.6%) بهعنوان موارد مشترک ثبت شده بود که در مراکز داخل استان نیز شناسایی شده بودند. بیشترین فراوانی موارد مشترک، مربوط به سرطانهای معده (70.4%)، پستان (63.5%) و مری (62.5%) بود.
نتیجهگیری : در صورت عدم دسترسی به دادههای بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز خارج استان، میزان کم شماری برنامه ثبت سرطان گلستان در حدود 5 درصد خواهد بود که این میزان اثر منفی قابل توجهی بر میزان پوشش و کیفیت دادههای ثبت سرطان گلستان نخواهد داشت.
مینا وجودی سردرودی، زهرا باقری، لیلا قهرمانی، پیمان جعفری،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : طولانی شدن اقامت بیماران در بیمارستان منجر به تحمیل هزینههای قابل توجهی بر فرد و سیستم درمانی جامعه میگردد. این مطالعه به منظور تعیین کاربرد مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی در شناسایی عوامل مرتبط با تعداد روزهای اضافه بستری بیماران تحت جراحیهای ناحیه شکم انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی – تحلیلی 485 پرونده بیماران بستری از پنج بیمارستان دولتی و خصوصی شهر شیراز به روش نمونهگیری در دسترس ارزیابی شدند. از مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی به منظور بررسی عوامل خطر مرتبط با تعداد روزهای اضافی بستری استفاده شد. بهمنظور برآورد پارامترهای مدل، روش ماکزیمم درستنمایی و برای ارزیابی مدل، شاخصهای نیکویی برازش AIC (Akaike Information Criterion) و BIC (Bayes Information Criterion) بهکار برده شد.
یافتهها : 81.2% از بیماران تعداد روز اضافه بستری نداشتند. نتایج مدل نشان داد متغیرهای سن، تنفس، سرطان، تزریق خون، داشتن تب بالا، مصرف سیگار و مواد مخدر اثر معنیداری بر تعداد روزهای اضافه بستری نداشتند. در مقابل متغیرهای جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی و ابتلا به عارضه ایلئوس سبب افزایش تعداد روزهای اضافه بستری بیماران گردید (P<0.05). همچنین جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا و بیرون آوردن غده پروستات شانس اضافه بستری را به ترتیب 4.64 برابر و 9 برابر افزایش داد (P<0.05).
نتیجهگیری : جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی، انجام عمل جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا، انجام عمل جراحی بیرون آوردن غده پروستات و ابتلا به عارضه ایلئوس به عنوان متغیرهای افزایش دهنده تعداد روزهای اضافه بستری بیماران بودند.
فاطمه شیخی، شهناز طبیعی، سیدابوالفضل وقار سیدین، غلامعلی ریاحی نوکنده،
دوره 20، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماران شرایط پر استرسی را بعد از عمل جراحی قلب تجربه میکنند. بیشترین خواسته این بیماران کسب احساس آسایش است. ماساژ بازتابی از جمله مراقبتهای طب مکمل در تامین آسایش است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ماساژ بازتابی کف پا بر احساس آسایش در بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر انجام شد.
روش بررسی : در این کارآزمایی بالینی 70 بیمار به روش بلوکینگ جایگشتی در دو گروه 35 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل تنها مراقبتهای روتین را دریافت نمودند. بیماران گروه مداخله بعد از کنترل علایم حیاتی، ماساژ بازتابی را با فشار انگشت شست دست بر نقطه بازتابی قفسهسینه که زیر انگشت شست پای چپ است؛ بهصورت فشاری متناوب در جهت عقربههای ساعت به مدت 2دقیقه و در مجموع 15 دقیقه طی شش روز متوالی دریافت نمودند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه راحتی بیماران بستری (Hospice Comfort Questionnair: HCQ) بود که طی دو مرحله، پس از گذشت 24 ساعت از جراحی، قبل از اجرای ماساژ و روز ششم بعد از اجرای ماساژ تکمیل شد.
یافتهها : مقایسه نمره احساس آسایش در کل بین گروههای مداخله و کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه تفاوت آماری معنیداری نشان نداد. همچنین مقایسه میانگین مقادیر ابتدا و انتهای مطالعه مربوط به نمره حیطههای تسکین، آسودگی و تعالی بیماران دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری : اجرای ماساژ بازتابی کف پا در بیماران تحت جراحی بایپس عروق کرونر بر احساس آسایش اثری ندارد.
محمد قنبری، محمد اجزاء شکوهی، محمد رحیم رهنما، امید علی خوارزمی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف : بهداشت و خدمات اجتماعی دامنه وسیعی نظیر بهداشت و درمان، مراقبت از کودکان و جوانان، خدمات برای مادران، سازمانهای شهروندی، مراکز اجتماعی و امکانات عمومی دارد. زیستپذیری را میتوان ویژگیهای محیط شهری که آن را مکانی جذاب برای زندگی میکند؛ دانست. این مطالعه به منظور تحلیل زیست پذیری کلان شهر مشهد بر اساس شاخص سلامت انجام شد.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی - تحلیلی نقشههای مربوط به وضعیت هر کدام از زیر شاخصهای عینی شامل توزیع فضایی بیمارستان، درمانگاه، پایگاه بهداشت، پایگاه اورژانس و سرویس بهداشتی براساس محدوده مناطق کلانشهر مشهد (13 منطقه) با استفاده از نرمافزار GIS ترسیم شد. برای شاخص ذهنی بهداشت و سلامت شامل سلامت جسمی، احساس آرامش، خدمات سلامت و رضایت از سلامت از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. حجم نمونه در کل مناطق شهر مشهد برابر با 402 نفر بود.
یافتهها : 39 درصد از مناطق شهر مشهد در سطح بسیار نامطلوب از نظر زیست پذیری شهری قرار داشتند. منطقه 13 کلانشهر مشهد، بهترین منطقه از نظر شاخص سلامت تعیین شد. پس از منطقه 13، مناطق 8 و 11 به لحاظ شاخص سلامت دارای بهترین شرایط بودند. بدترین منطقه از نظر شاخص سلامت، به ترتیب مناطق 4، 6 و 3 تعیین شدند.
نتیجهگیری : زیست پذیری کلان شهر مشهد براساس شاخص سلامت در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. شهر زیستپذیر به لحاظ شاخص سلامت با توجه به ابعاد ذهنی و عینی در کنار هم محقق میگردد و زیستپذیری دارای روندی پویا، یکپارچه و پیوسته است.
دانیال باقری، رضاعلی محسنی، سیدمحمدصادق مهدوی،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مخاطرات زیستمحیطی یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده سلامت انسانها است. رشد چشمگیر جمعیت و سبک زندگی نوین موجب بروز انواع مشکلات زیستمحیطی و شیوع بیماریها شده است. این مطالعه به منظور تعیین نگرش و دانش در رفتار زیستمحیطی شهروندان شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی – تحلیلی روی 400 نفر (209 مرد و 191 زن) از شهروندان شهر گرگان طی سال 1396 انجام شد. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری چند مرحلهای استفاده گردید. شهر گرگان طبق تقسیمات شهری به 3 طبقه تقسیم شد و محلههای درون طبقات به عنوان خوشه در نظر گرفته شدند. از هر منطقه 40 درصد محلات بهصورت تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامههای دانش، نگرش و رفتار زیستمحیطی بود.
یافتهها: سطح نگرش و دانش زیستمحیطی شهروندان ضعیف و رفتار حامی محیط زیست آنان قوی ارزیابی شد. افراد با سن بالاتر، تحصیلات بالاتر و میزان اشتغال رفتار حامی محیط زیست بهتری داشتند (P<0.05). بین نگرش زیستمحیطی با رفتار حامی محیط زیست رابطه آماری معنیدار و معکوس یافت شد (P<0.05). افزایش دانش زیستمحیطی سبب افزایش رفتار حامی محیط زیستی گردید (P<0.05).
نتیجهگیری: سطح دانش و نگرش زیستمحیطی شهروندان گرگان ضعیف و رفتار حامی محیط زیستی آنان قوی ارزیابی شد.
بهناز بذرافشان، علیرضا کارگر دولت آبادی، محمود محمدی، پیام سرمدی، جواد لک زایی، سیدمحسن حسینی نژاد، اکرم ثناگو، علی کاوسی، لیلا جویباری،
دوره 20، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: والدین کودکان مبتلا به اوتیسم در فعالیتهای روزانه خود و روابط اجتماعی دچار مشکل بوده و کیفیت زندگی پایینی دارند. اثر منفی داشتن کودک کمتوان یا ناتوان، بیشتر از همه اعضای خانواده در مادر کودک سبب ایجاد تنش و فشار میشود. این مطالعه به منظور تعیین کیفیت زندگی مادران دارای کودکان مبتلا به اوتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 36 مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم و 114 مادر با کودک سالم در شهر گرگان طی سال 1394 انجام شد. نمونهگیری بهصورت تصادفی و ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه کیفیت زندگی استاندارد SF-36 بود.
یافتهها: کیفیت زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم کاهش آماری معنیداری در مقایسه با کیفیت زندگی مادران کودک سالم داشت (P<0.05). همچنین کیفیت زندگی شامل ابعاد سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی و محدودیت نقش به دلیل عملکرد روانی عاطفی و جسمانی در گروه مادران دارای کودک اوتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک سالم کاهش آماری معنیداری داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: مادران دارای کودک اوتیسم از میزان کیفیت زندگی پایینی برخوردار بودند. لذا طراحی برنامههای مناسب برای ارتقاء وضعیت سلامتی و کیفیت زندگی آنها در اولویت طرحهای بهداشتی درمانی، پیشنهاد میشود.
قاسم عابدی، سیدامیر سلطانی کنتائی، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای مدیریت شده از اجزاء اساسی نظامهای بهداشتی و درمانی در سراسر دنیا است که توجه روزافزونی یافته است. لذا با توجه به بالا بودن هزینههای سیستم سلامتی، ضعف کیفیت خدمات و کاهش اثربخشی مطالعه و طراحی الگویی که سیستم مدیریت شده را از سیستم غیرمدیریت شده در ایران تفکیک نماید؛ لازم است. این مطالعه به منظور ارزیابی مراقبتهای بهداشتی مدیریت شده بیماریهای واگیر و غیر واگیر شایع در استان گلستان در سال 1395 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی استان گلستان به تفکیک شهرستانها و هر شهرستان کلیه مراکز بهداشتی و درمانی شهری و روستایی انتخاب شدند. با استفاده از چک لیست استاندارد، دادهها جمعآوری و مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: وضعیت مراقبت مدیریت شده بیماری سل در رتبه اول و سایر بیماریها به ترتیب هیپوتیروئید، سالک، پرفشاری خون، تبمالت و دیابت قرار داشتند. مراقبت مدیریت شده مراکز روستایی بهطور معنیداری از مراکز شهری وضعیت بهتری داشتند (P<0.05).
نتیجهگیری: وضعیت مراقبت مدیریت شده در مراکز روستایی نسبت به مراکز شهری استان گلستان کیفیت بالاتری داشت و بهترین مراقبت مدیریت شده بیماریها، بیماری سل تعیین گردید.
زینب شکی، محمدرضا حیدری، محسن ناصری، انوشیروان کاظم نژاد، محمد کمالی نژاد، حمیدرضا رستمانی، فاطمه علیجانیها،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: خارش مزمن موجب کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز میگردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر خارش مزمن بر کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی 111 بیمار با میانگین سنی 12.7±58.36 سال بهطور تصادفی در مراکز همودیالیز استان گلستان از اردیبهشت لغایت دی ماه سال 1396 ارزیابی شدند. اطلاعات دموگرافیک، کیفیت زندگی (پرسشنامه Itchy QOL)، خشکی پوست، شدت خارش (پرسشنامه Balaskas سال 1998) و تستهای آزمایشگاهی (کلسـیم، فسفر، آلکالین فسفاتاز، هورمون پـاراتورمون، نیتـروژن اوره خـون، کراتینین، هموگلوبین و هماتوکریت) تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره شدت خارش 7.46±29.27 و کیفیت زندگی کلی 10.04±50.41 تعیین شد. بین شدت خارش و نمره کل کیفیت زندگی بیماران همبستگی معنیدار یافت شد (P<0.05). همبستگی شدت خارش با علایم، عملکرد و احساسات معنیدار بود (P<0.05). همچنین، بین شدت خارش با میزان خشکی پوست و میزان کلسیم سرم خون همبستگی معنیدار و مثبت وجود داشت (P<0.05). بین متغیرهای خشکی پوست و کلسیم خون با افزایش خارش رابطه آماری معنیداری وجود داشت (P<0.05).
نتیجهگیری: خارش باعث کاهش کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز میگردد.